بغض خورشید...

Posted by Allyassin (tehran, Iran) on 7 June 2007 in Miscellaneous.

آه ای غروب شلمچه. تو و بغض خورشید به لحظه وداع خورشید و غروبت ، چه دل کندن از تو سخت بود...
کاش می شد همه خورشید هایی که در تو غروب کردند را نظاره کرد. چه خورشیدهایی که تو با همه خورشید بودنت نتوانستی غروبشان را تاب بیاوری. و از آن روز است که اینگونه بغض بر گلو داری و دلتنگی...