Posted by Allyassin (tehran, Iran) on 7 June 2007 in Miscellaneous.
آه ای غروب شلمچه. تو و بغض خورشید به لحظه وداع خورشید و غروبت ، چه دل کندن از تو سخت بود... کاش می شد همه خورشید هایی که در تو غروب کردند را نظاره کرد. چه خورشیدهایی که تو با همه خورشید بودنت نتوانستی غروبشان را تاب بیاوری. و از آن روز است که اینگونه بغض بر گلو داری و دلتنگی...
و آنجا باید خورشید شد تا درک کرد که هر گز غروبی نیست ....
7 Jun 2007 3:17pm
Sallam
24 Jul 2007 8:29am
hi & gl this comment at 28th august 2007 from your nice & knowledgely have a nice pray
28 Aug 2007 7:09am
mantaqe pore az in soojeha,emsal mikham hamasho sabt konam!! ye meqdar be Edit niaz dare...
4 Mar 2008 12:12pm
PREVIEW ONLY
Add your comment ...